سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

ختنت کردیم

گل مامان تازگی ها جمله های آقون واقونی می گی. من و بابایی رو صبح ها ناز می کنی و دست و پاهاتو خوب می شناسی. دوست داری که حرف بزنی. چند بار منو صدا کردی مثل اینکه بگی مامان:))) . 5 شنبه هفته پیش(16 شهریور)  رفتیم پیش خانم دکتر و شما رو ختنه کردیم.(من مردم و زنده شدم) الان که دارم می نویس بابایی رفته سفر کاری و من و شما خونه مامان بزرگ بابا بزرگت هستیم:). جمعه 4 ماهت تموم میشه . کارات خیلی بامزه شده. این جند روز هر روز عصر می ریم پارک و شما تو کالسکت می گردی:). تازگی ها یاد گرفتی خودتو به اطراف می چرخونی می کنی. الکی سرفه می کنی که من  بگم مامانی چی شدی بعد خودتو برام لوس می کنی:) عاشقتممممممممممممممم بعضی عکساتو ت...
26 شهريور 1391

3 ماهگی

سلام گل پسرم که هر روز شیرین و شیرین تر می شی . شرمندتم که نتونستم به روز کارای قشنگتو برات بنویسم. اینقدر سرگرم تو و کارات بودم که نشد. امروز دقیقا سه ماه  و 5 روزت شده. صبح ها با لبخند شروع می کنی و با من و بابایی حرف می زنی :)) آقون واقون . اه آه نا اوه و... بعضی وقتا با صدای بلند جیغ می کشی. خیلی دوست داری که دور تا دور خونه رات ببریم و تو همه جا رو نگاه کنی . عاشق هاپو و عروسک اسبت هستی و بالاسری تخت پارکتم خیلی دوست داری . یاد گرفتی که دندونیتو تو دهنت کنی:) یا هر چی رو که به دستت می دم صاف می بری سمت دهنت . وقتی شیر می خوری لباسمو سفت می گیری که اگه خوابت ببره من از پیشت نرم. دوست نداری که تنها باشی. عاشق حموم کردنی ولی لباس پوشی...
6 شهريور 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد